دسته‌بندی نشدهسریال ترکی شربت زغال اختهسریال ترکیه ایفرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته + عکس

در این مطلب از سایت جدولیاب شما شاهد قسمت ۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته می باشید. همراه ما باشید. سریال ترکی «شربت زغال آخته» (Kızılcık Şerbeti) محصول سال ۲۰۲۲ کشور ترکیه می باشد که به سفارش شبکه «شو تی وی» ساخته شده است. کارگردان این سریال را «هاکان کیرواوانچ» و نویسندگی اش را «ملیس جیولک» برعهده دارند. این سریال روزهای زوج ساعت ۲۳:۰۰ از شبکه جم سریز پخش می شود و یک ساعت بعد از شبکه جم سریز پلاس پخش می شود.

IMG 3295 - خلاصه داستان قسمت ۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته + عکس
قسمت ۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته

قسمت ۸۶ سریال ترکی شربت زغال اخته

نورسما روز سختیو پشت سر میگذرونه، دو نفر از بانک به اونجا میان و میگن که به خاطر بدهی امید به بانک واسه مصادره اموال اومدیم نورسما با دستپاچگی به یوسف دستیار پدرش زنگ میزنه. یوسف به اونجا میاد و میگه که پولو پرداخت کردم و گفتم یه تلویزیون بخرن بیارن تو هم به امید بگو واستون هدیه خریدن نورسما ازش میخواد بین خودشون بمونه و امید چیزی نفهمه. اما یوسف وقتی در حال تلفن حرف زده و ماجرارو توضیح میده واسه کسی امید حرفاشو میشنوه تو راهرو. او با ناراحتی پیش نورسما میره و ازش گلگی میکنه و میگه تو منو خورد کردی با این کارت! نورسما دستاشو میگیره و بهش میگه که فقط قصدش کمک بوده نه چیز دیگه ای اما امید با ناراحتی دستشو از تو دستش درمیاره و از خونه میره. عامر اذرخش را با خودش به پاریس برده و با منظره برج ایفل در حال صبحانه خوردنن که عامر پیشنهاد میده برن کنسولگری و باهم ازدواج کنم اذرخش ذوق میکنه و باهم میرن لباس عروس و داماد میپوشن و به طرف کنسولگری میرن اونجا باهم ازدواج میکنن و برای رسیدن به شام دوعا برمیگردن.

همه چیز تو خونه عبداله خان عادی به نظر میرسه غذاهای خوش آب و رنگ دوعا روی میز خودنمایی میکنه و فاتح و پنبه از دوعا تعریف میکنن. بعد از چند دقیقه شعله به جمعشون اضافه میشه سپس اذرخش و عامر هم به اونجا میرن. وقتی انها میخوان خبر ازدواجشونو به همه بگن دوعا پیشدستی میکنه و رو به فاتح میگه که طلاق میخواهد و انگشترشو به طرفش پرت میکنه. همه با بهت بهشون نگاه میکنن که فاتح التماس میکنه و میگه چرا میخواد جدا بشه؟ دوعا رو به مادرش میگه ای کاش به حرفت گوش کرده بودم و ازدواج نمیکردم سپس عکس هارو روی میز میندازه فاتح میگه پاپوشه شاهد داری؟ دوعا به شعله و عبداله خان اشاره میکنه و میگه از اول میدونستن همگی شوکه شدن که دوعا کیفشو برمیداره و از خونه میره پنبه جیغ میکشه و با فاتح دعوا میکنه او بهش مشت میزنه و میگه من تورو اینجوری تربیت کردم؟ همگی نگران حال پنبه هستن. آذرخش بعد از کمی سرزنش کردن فاتح با عامر دنبال دوعا میره. دوعا تو پارک بعد از کمی گریه کردن میبینه کیسه ابش پاره شده و موقع زایمانشه و از ماشینی که از کنارش رد میشه کمک میخواد. فاتح از دست نیلای هم عصبیه چون گفته بود شهادت میده علیه فاتح تو دادگاه چون با آیلین دیده بودتش واسه همین به طرفش حمله میکنه و باهاش دعوا میکنه که مصطفی با فاتح دعوا میکنه به خاطر زنش فاتح مشتی بهش میزنه که مصطفی میگه من دیگه برادری به اسم تو ندارم فاتح میگه تاحالا چه خیری داشتی، ابله! و میره.

پنبه به عبداله خان و شعله دعوا میکنه و میگه دیگه چه رازهایی دارین؟ سپس با شعله دعوا میکنه و سرش داد میزنه و میگه شما از کجا پیداتون شد که همه ی مردهای مارو نشونه گرفتین؟ پادوتونم انداختین گردن دخترم؟ شعله میگه درست حرف بزن اگه الان خانم این خونه ای صدقه سر منه! عبداله خان طلاقت بده من باهاش ازدواج میکنم! پنبه سرشو میگیره و سرجاش میشینه و گریه میکنه. به اذرخش پیام میدن دوعا تو بیمارستانه انها تو مسیر تصادف میکنن و دوعا هم تو اتاق عمل یکی از بچه هاشو از دست میده. پلیس بابای سر  ماشین چپ شده رفته و گزارش میده یه فوتی و یه مجروح داریم…

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی شربت زغال اخته

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا