دسته‌بندی نشدهسریال ترکی محکومسریال ترکیه ایفرهنگ و هنر

خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر

در این مطلب از سایت جدولیاب خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی محکوم را برای علاقمندان به این سریال قرار داده ایم. برای خواندن این قسمت از سریال ما را همراهی کنید. سریال ترکی محکوم سریالی در ژانر اکشن و درام است که به خوبی توانسته خود را در دل بینندگان و منتقدین جا کند. کارگردان این سریال ولکان کوجاتورک (Volkan Kocatürk) است و بازیگرانی چون اونور تونا، اسماعیل حاجی‌اوغلو و سرای کایا در آن بازی می‌کنند. پخش سریال ترکیه ای محکوم از ۱۴ دسامبر ۲۰۲۱ (۲۳ آذر ۱۴۰۰) از شبکه FOX آغاز شده است. سریال محکوم به صورت دوبله فارسی از شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۱ از شبکه mbc persia و تکرارش روز بعد ساعات ۰۹:۰۰ و ۱۶:۴۵ پخش می شود.

E1FE6D85 B73A 4A71 8989 CE4070DB4C4C - خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی محکوم mahkum به همراه تصویر
قسمت ۵۱ سریال ترکی محکوم

خلاصه داستان قسمت ۵۱ سریال ترکی محکوم

حاجی با بکیر فیلمی که از آن پسرها گرفته بودند را در میخانه نگاه می کنن آنها در آن فیلم تو یک لحظه باریش را در کوچه می بینند و ازش عکس می گیرند سپس برای فیرات ارسال می کنند. فیرات با عصبانیت و کلافگی به دریا میگه نازان اصلا حقیقتو نگفت حتماً یساری ها رفتند پیشش و او را تهدید کردند دریا حسابی کلافه و عصبی میشه و با این حرفهایی که شنیده نمی تونه به فیرات اعتماد کنه و حرف هایش را از ته دل باور نداره. یک نفر به دریا زنگ میزنه و میگه یه شاهد پیدا شده که موقع درگیری جمره با قاتل آنها را دیده و الان هم اومده و میخواد گزارش بده دریا با عجله از اتاق بیرون میره و در اتاقش را به روی فیرات قفل میکند. فیرات برایش پیامی می آید و می بیند که حاجی عکس باریش را برایش ارسال کرده. سینیور پیش زاهد میره و مرگ دخترش را که به تازگی بهش رسیده بود تسلیت میگه زاهد با ناراحتی ازش میپرسه مرگ جمره کار اون بوده یا نه؟! او میگه نه حتی آدمهای من بدون دستور هیچ کاری نمی کنند. رفیع پول خیلی زیادی را در پاکت می گذارند و به مجاهد میده مجاهد میگه من تا حالا همچین کاری نکرده بودم و میترسم که به مشکل بخورم و گیر بیفتم رفیع میگه نمیخواد نگران باشی چون تو تحت حمایت ما هستی و واست اتفاقی نمی‌افته نگران نباش. نازان به اتاق جمره می رود و لباس‌های او را بو می کشد و در آغوش می گیرد و همزمان گریه می کند زاهد به خانه نازان می رود و برای اتفاقی که افتاده احساس تاسف میکنه نازان با عصبانیت او را مقصر مرگ جمره میداند و میگه اگه از مادرش جدایش نکرده بودی الان او زنده بود و ازش میخواد تا از آنجا برود و دیگه هم به آنجا نیاید چون نمیخواد ببینتش.

دریا به خانه باریش میرود و بهش میگه برای ثبت اظهاراتش به کلانتری بیاید وقتی باریش به اتاق بازجویی میره با دیدن فیرات مقابلش جا میخوره و تعجب می کنه و از آنجایی که میدونه حرف هایشان شنود میشود انکار می کند که باریش است و میگه من اصلاً از حرفهای تو سر در نمی آورم من نمیدونم داری چی میگی فیرات میگه من مدرک دارم که تو اون شب موقع کشته شدن جمره اونجا بودی باریش میگه آره بودم چون رفته بودم به دنبال ساشا. دریا به آنجا میاد و میگه شاهدی که پیدا شده چهره قاتل جمره را از طریق نرم افزار ترسیم کرده سپس عکس را به فیرات نشون میده فیرات با دیدن چهره علی شوکه میشه. دریا از باریش میخواد تا از آنجا برود باریش وقتی از کلانتری بیرون میره به کلانتری زنگ میزند و میگه که فیرات در اتاق دریا تو کلانتری هستش. فیرات به دریا میگه این کار علی نیست دارند میندازن گردن یکی دیگه دریا کلافه میشه و میگه بس کن دیگه و از فیرات میخواد تا خودش را تسلیم کنه اما فیرات بهش آدرس میخانه را میدهد و میگه من اینجا میمونم بریم و از علی بپرسیم و بفهمیم ماجرا از چه قراره اونوقت هر جور خواستی تصمیم بگیر. به محض خارج شدن فیرات از کلانتری رئیس به اتاق دریا میره و سراغ فیرات را ازش می گیرد دریا میگه اینجا نیست و نمیدونه از چی داره حرف میزنه او دستور میده تا همه جا را بگردن. همه در میخانه نشستن و فیرات ماجرا را برای ایشان تعریف میکند حاجی و پاشا به طرف خانه ساشا می‌روند تا ببینند مدارک و چاقو را آنجا می توانند پیدا کنند یا نه از طرفی قنبر و بکیر به طرف خانه علی می روند تا او را پیدا کنند.

طاهر به میخانه می آید و برای کشته شدن جمره به فیرات تسلیت میگه و باهاش احساس همدردی می کند باریش و بوگه به طرف خانه ساشا میروند اما می‌بینند که اونجا نیست آنها به طرف مکانی می روند که ساشا هر وقت ناراحت بود به آنجا می رفت اما آنجا هم او را پیدا نمی کنند آنها حسابی نگران او هستند و نمیدونن که چه اتفاقی واسش افتاده! قنبر و بکیر موفق می شوند تا خانه علی را پیدا کنند. شب فیرات به همراه دریا به خانه ی علی می روند وقتی در را باز میکند میبینند که علی به دار آویخته شده فیرات با دیدن اون صحنه به شدت شوکه می شود دریا سریعا به کلانتری زنگ می‌زند و گزارش را می دهد تا مامورها را به آنجا بیاورد. فیرات با دریا تو ماشین دریا می نشیند. دریا بهش میگه دیگه وقتشه که خودتو تسلیم کنی فیرات قبول میکنه ولی میگه بزار بعد از مراسم خاکسپاری جمره اون موقع از نازلی هم خداحافظی می کنم و خودمو تحویل میدم دریا قبول میکنه….

بیشتر بخوانید:

خلاصه داستان قسمت اول تا آخر سریال ترکی محکوم Mahkum + عکس

۰ ۰ آرا

امتیازدهی به مقاله


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا